اینم اهنگ میمیرم برات تقدیم به همه ی دوستان.(روی اسم ان در زیر کلیک کنید)
میمیرم برات
دوست دار همه شما مرد کویری
اسمان صاف بود...
ماهی گمان برد... دریاست...
به شوق ان پرید...

چشمانت قفل مي شود
به چشمانم مي چسبد
مثل دستي هنگام يادگاري
به شيره ي درخت
يا لبي هنگام تشنگي
به لب دريا
و يا واژه هايي درون شعري محکم
ديشب که از پشت ابرها
بيرون نيامده بودي
آسمان را گريستم
در آسمان به جاي تو
ماهي کشيدم
و به ياد تو
تا صبح به آن خيره شدم
چند ماه از ديشب گذشته است
و من هنوز هم سفر نقطه چين هاي آسمانم ...

روزي كه ميميرم
چه كسي خواهد خواند خبر مرگ مرا روي برگان درخت
و نويسد يادگاري از ما بر سينه ي سنگ سخت
و چه كسي خواهد برد خبر مرگ مرا برسر قله ي كوه
تا بشنود ابري و ببارد باران: وبميرد شاپركي از غم دوري من
ايا به هنگام مرگم برگي خواهد خشكيد"و ايا اشكي از چشمان
گنجشكاني كه به انها دادم دانه خواهد افتاد به خاك تا برويد جايش
شاخكي گل ز وصال من و رب
تن من را به كجا خواهند برد ؟ ايا اب خواهد برد مرا يا كه باد ؟
اي دوستان بگذاريد تن بي روح مرا بر روي برگ گلي....
بر لب جوي و كنارش تكه اي سنگ...اري روح من در بالاست...
بگذاريد بخورد و زندگي كند در تن من ان حشره ي كوچك تا نميرد از
سرما
و گرسنگي... و بگذاريد مرا در قبري ..حال كه جهان ندارد صبري
و مريزيد بر رويم خاك بگذاريد بيارند باد و باران خاك را بر رويم
و بشويند تنم را" من كه باران را دوست ميداشتم بگذاريد بنشيد بر
گونه ام
و بشويد تن بي روح مرا... وبفشارد خاك مرا در اغوشش
گر چه من دگر خاموشم: ولي ان شمع كه ميكند گريه از غم من
هاي مردم!!!!!!!! نكنيد خاموشش...
والسلام.